پیش از آن که نظر خود را صرفا به عنوان یک شهروند و فعال اقتصادی بیان کنم لازم به یادآوری می دانم که بنده هیچ تحصیلات اکادمیکی در حوزه اقتصاد و جامعه شناسی ندارم و آنچه در بیان آورده ام حاصل اندیشه و برداشت های شخصی است.
1- بازگرداندن کرامت و شرافت به حرفه پزشکی
آنچه در سالهای گذشته بر جامعه پزشکی رفته، کشور را به جهتی سوق داده که شاهد تضعیف شخصیتی و مالی جامعه پزشکی در کشور شده ایم به گونه ای که به جرات می توان گفت اگر یک پزشک عمومی بخواهد با تعرفه های مصوب صرفا به امور درمانی بپردازد شاید به سختی توان امرار معاش خواهد داشت. از سوی دیگر نیک می دانیم فارغ التحصیلان رشته های علوم پزشکی از میان افراد سرآمد کشور گزینش می شوند و ما هزاران دانش آموز را آموزش می دهیم و برترین رتبه های کنکور وارد رشته های پزشکی دندانپزشکی و داروسازی می شوند پس بیهوده است که تصور کنیم که با تخریب و اجبار، چنین افرادی در جامعه تن به دستور می دهند. نتیجه چنین رفتارهایی یا منجر به خروج این افراد از کشور برای پیدا کردن آینده ای بهتر یا تن دادن به فعالیت هایی می گردد که فی الواقع اولویت اول جامعه نیست! در حال حاضر بخش عمده ای از پزشکان ما فعالیت خود را به جای درمان و خدمت رسانی به بیماران معطوف فرایندهای زیبایی و جوانسازی و کارهایی از این قبیل کرده اند که به تبع آن تقاضای القایی برای این فرایندهای غیر ضروری به شدت افزایش پیداکرده است.
همین روند را در صنعت دارو نیز به نحو دیگری می توان مشاهده کرد. شرکت های داروسازی با توان ساخت داروهای حیاتی و نجاتبخش بیشتر در سبد محصولات شرکت های خود به دنبال فراورده های مکمل، گیاهی یا آرایشی هستند تا از گزند قیمت گذاری دستوری بگریزند و راه فراری برای هزینه های سرسام آور تولید به دست آورند چرا که با تثبیت قیمت ها و حفظ نسبی قیمت دارو بر دوش تولید کننده عملا تولید دارو از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نخواهد بود. این فرایند مجددا در داروخانه که اصالتا می بایست مکان خدمات رسانی علمی به بیمار باشد تکرار می شود و عملا داروخانه هایی می توانند به حیات اقتصادی خود به خوبی ادامه دهند که بخش بزرگی از درآمدشان از فروش فراورده های مکمل و آرایشی باشد تا از آسیب قیمت گذاری دستوری و تاخیر پرداخت بیمه ها در امان باشند.
2- خلق ثروت ملی به جای توزیع عادلانه یا ناعادلانه فقر
در شرایط کنونی و بر اساس سیاست های برگرفته از نظام کمونیستی، مهم ترین دغدغه نظام و به تبع آن نظام سلامت، پایین نگهداشتن قیمت دارو و خدمات پزشکی است. نظام سلامت اگر مایل به ایجاد توان برای همه اقشار جامعه است باید از طریق تقویت بیمه ها به این مهم بپردازد ضمن آنکه حتی در کشورهای پیشرفته مانند انگلستان هم دسترسی مردم از طریق سیستم بیمه ای (NHS) به پزشک متخصص به این سادگی نیست مگر آنکه فرد تمایل به پرداخت نقدی داشته باشد که حتی با درآمدهای اروپایی نیز بهای سنگینی است.
همین روند در داروخانه نیز حکمفرماست و چرخه اقتصادی داروخانه ها با تعداد نسخ به مراتب کمتری جاری است. من با توجه به اینکه هم در حوزه تولید فعالیت چندین ساله دارم و هم تجربه ای اندک در واردات فوریتی پیدا کرده ام به جرات می گویم که از لحاظ کیفی داروهای ژنتیک ایرانی از کیفیت بالاتر یا حداقل معادل داروهای هندی برخوردارند اما ضریب نفوذ داروهای هندی در جهان چند ده برابر داروهای ایرانی است و این به دلیل سیستم سرکوب قیمت و در نتیجه تضعیف توان مالی شرکت های داروسازی ایرانی در کنار مشکلات دیگری نظیر تحریم هاست.
در دوره های گذشته حتی پا از این فراتر گذاشته شده بود و اجازه تولید داروهای جدید علیرغم توان تولید در کشور داده نمی شد تا مبادا مردم تقاضای تامین داشته باشند. این در حالی است که حمایت از تولید به ویژه حمایت از تولید دانش بنیان منجر به خلق ثروت در کشور و حتی جذب سرمایه های کوچک و بزرگ از منطقه نظیر توریست درمانی و … می گردد. بدیهی است که دولت باید در حوزه سلامت از مردم ایران به ویژه اقشار آسیب پذیر حمایت کند اما این امر نباید از طریق سرکوب توانمندی های تولیدی و خدماتی کشور به واسطه قیمت گذاری دستوری انجام پذیرد.
3- حفظ نیروهای ارزشمند و بها دادن به آنها
نیروی انسانی یکی از عوامل پیشران اقتصادی و یکی از ابزار های توسعه هر کشور است. متاسفانه در سالهای اخیر عدم توجه و بها دادن به نیروی انسانی به ویژه نیروهای متخصص حرفه پزشکی از یک سو و احساس نیاز و کمبود چنین نیروهایی در سایر کشورها از سوی دیگر منجر به سیل مهاجرت نیروهای متخصص در همه حوزه ها به ویژه گروه علوم پزشکی شده است. وزیر بهداشت آینده باید از طریق بهبود وضعیت معیشتی و ایجاد امید در این قشر از جامعه، برای بازگرداندن جهت این مسیر تلاش نماید.
4- فرهنگ سازی و اصلاح فرهنگ احساس متقابل مردم و جامعه پزشکی
گرچه بازخورد اجرای رفتارهایی که در بندهای پیشگفت از وزیر بهداشت درخواست گردید، منجر به اصلاح نگاه مردم به جامعه پزشکی و متقابلا نگاه مثبت تر، خیرخواهانه تر و فداکارانه تر جامعه پزشکی به مردم خواهد گردید، اما برای تاکید بر این موضوع این امر را در بند جداگانه ای ارائه کردم. طبیعی است که جامعه پزشکی که افراد سرآمد و با بهره هوشی بالاتر نسبت به استاندارد هستند و سالهای بیشتری از عمر خود را صرف تحصیل و آموزش و یادگیری نموده اند از رفاه نسبی بالاتری از عموم جامعه برخوردار باشند اما به واسطه فرهنگ سازی غلطی که بخش بزرگی از آن از طریق رسانه های رسمی به آن دامن زده می شود، مردم عادی نسبت به چنین موضوعاتی جبهه گیری کرده و به اندازه کافی نگاه مثبتی به جامعه پزشکی و حافظان سلامت ندارند. متقابلا جامعه پزشکی نیز از این موضوع احساس اجحاف کرده و در نتیجه شاید نتوانند حس نوعدوستی و فداکاری که ذاتا در وجود کسانی که به درمان و التیام دردهای جامعه می پردازند را به مخاطبین خود منتقل نمایند. اصلاح این فرهنگ به نظر من یکی از چالش های اساسی پیش روی وزیر بهداشت آینده خواهد بود.
بدیهی است موارد اجرایی بسیار زیادی را می توان به عنوان وظایف و اولویت های وزیر بهداشت آینده برشمرد اما من به ذکر همین موارد بسنده می کنم. به امید آنکه کشور عزیزمان ایران در زمانی کوتان بتواند به جایگاه رفیعی که مستحق آنست دست پیدا کند.
دکتر بردیا فرزام فر-مدیر عامل شرکت مدوک زیست دارو
9 مرداد 1403









